مطلبی می نویسم اززن بودن خودم ؛ هیجانی شگرف که نادیده گرفته شده تقدیم به تمام زنانی که در سراسر این کره ی لجن زده نفس می کشند: زنان از غنیمت تا خون بس از دیر باز جوامع انسانی در پی دست یابی امکانات رفاهی و مچاله کردن دنیا گامهایشان را محکم کرده اند . هر چیز در دنیا بوده و هست را از آن خود دانسته همچنان که می دانند، که گاه و بسیار ازآن سهم الارث و مایملک یکدیگرشمارش و مهر می خوردند همچنان که می خورند!. بارز آن زنان پش ازاسلام که بعد از مرگ شوهرانشان به ارث می رفتند یا در رسم منحوس ساتی با جسد همسرانشان سوزانده می شدند، قائده غیرمستثنی که بیش از بیشتر مورد هجوم قرار داشته و دارد؛ از ابتدای سکونت تا کنون در جنگ و صلح ..در جنگ ها غنیمت بوده اند و برده ، در زمان صلح نیز خون بس؛ جای شگفتی است ؛ به عقب که می رویم از زمان یکجا نشینی انسان در دوران زمین داری و نظام فئودالی ، زن را هم چون اشیاء تصاحب و از سوی دیگر از تعدد زوجات غافل نبودند ؛ همچنین جلوتر، در حرمسراها با ننگ روزگار می گذراندند. زنان آنچه که مردان می خواستند شدند تا به قولی به رشد و بالندگی رسند، و مطلب را مرهون زحماتشان ثبت کردند. امروزه نیز در این روند تغییری به معنای واقعی تغییر حاصل نشده ، برخلاف آنچه همگان یا از روی نا آگاهی و یا برای حفظ منافع می پندارند تنها ظاهر قضیه اندکی متفاوت گشته اما دیدگاه مردانه نسبت به زن همان است که در گذشته بوده : داشتن ظاهری زیبا در راس زنانگی زنان و این یعنی همه چیز؛ ظاهری خالی از تفکر زنانی برای سامبا اندامی برای شهوت مردانه ، اندیشمندانی با ظاهری فریبنده ، روشنفکر مابی در عصر تجدد گرایی. بکارت در عرف تعریف شده و ملاک سنجش ما زنان، ننگ بر بکارتی که آن را مردان تعریف کرده اند از حیث گنگ نگه داشتن ، مردانی مدافع حقوق زن در حاضر امر.تفاوتی در زیبایی نیست یکسان پرستی جنس به ظاهر اول . به بردگی رفته ایم آن هنگاه که ارزشمان را بر اساس ساق پا ارزیابی کردند همچون دوران چنگ های قرون وسطی وعصر ویکتوریای اسکندر، آن زمان که به غنیمت رفتیم شمارش دندان ها حکم می داد؛ زیبایی ولطافت برای زنبارگی یا جوان و تندرست برای بیگاری .این است استبداد مردانه.در جامعه ایرانی زیر تیغ جراحان می رویم تا دماغی آری از عیب خلق شود می شویم بزگترین مصرف کننده لوازم های آرایشی وبهداشتی سیاست راه بردی جهان اول جای خود را به سیاست سنجی داده است زخایرملی خالی می شود تا صرف مصرف گرایی درخدمت مصرف کننده باشد وحقوق برای مصرف کننده تعریف می کنند. قاجار را ننگ تاریخ خود دانستیم حال که باید گفت فضای کنونی خیانتی عظیم به آینده گان است تاریخ شرم آن دارد که روایت کند و در خود جای دهد دیگر مهم نیست که در دنیا چه می گذر .انسانهای بی دفا در اریتره ،توتسی بورنی ، یا نسل کشی در دارفور سودان..... از اتیوپی چه خبر؟ افغانستان با زنان بیوه و کودکان قربانی مذهب چه می کند، عراق را در هم کوباندن ِجنایت سرب های آلبانیای تبار در خاطره تاریخ پابرجاست ...مهم این است آراستگی زنانه به واسطه ی تفکرات مردانه .حال یک خواسته وجود دارد و زنی در تلاش برای بر آوردن آن، آنچه می ماند یک مغزخاک گرفته است و یک عروسک زیبا که می توان ازتماشای آن لذت برد و یک مونلوگ مردانه عقل زنان کور است وحقیقتی از یک اندشه ی گسترده ی زنانه و یک ترس نهان از تجلی این اندیشه از سوی مردان؛ سپس صورت گیری استعمار واستثمار در دو شیوه ی زور و احساس |