مجموعه عظیم فوتوشاپ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

تقدیم به تمام دبیران انجمن های اسلامی

                                                   

                                      نقد تولد اثر است 

انتقاد:نفی شمردن چیزی یا عاملی که بعضا بار تخریبی به دنبال خود می کشاند .از سویی انتقاد می تواند در اثر شرایط زمانی و مکانی نسبت به هیجانات عصبی که بار مثبت ومنفی به جا گذارد باشد.

نقد:تولد اثر است ـ تولد عامل ـ تولید سوبژه ای که فاعل شناسنده می باشد..نقد را خلاقیت و ریز بینی در امر می دانیم که تحلیلی تاثیری بر اثر می گذارد.

موضوع بحث انجمن های اسلامی حاضر یا خارج از دانشگاه بارویکرد انقلاب دوم فرهنگی ـ قابل تامل و بررسی دارد.

تعریفی از انقلاب فرهنگی:بخشی از انقلاب سوسیالیستی ومفهوم آن جریان خلق همچنین ایجاد فرهنگی نو و عالی .

انقلاب دوم فرهنگی در دانشگاه ها به پلمپ شدن درهای انجمن های اسلامی کمک شایان داشت و رویکردهای این مهم!

بی راهه رفته اند آن هنگام که تجددگرایی را از حیث معرفت شناختی مورد مطالعه قرار دادند .از نقد گریزان هایی که به ترد اجتماعی دامن زدند.آن هنگام که تعریف خود را از آبژه ارائه ندادند.انجمن های اسلامی برای چه کسانی؟ چرا؟چگونه؟ با چه شرایطی؟.....

فعلان انجمن های اسلامی در دانشگاه ها و پشت درهای انجمن منتخب به دنبال چه می گردند؟

به نبرد برخاسته اند درحالی که فاعل کار نامعلوم مانده!

فعالان جامعه مدنی در یک محیط آکادمیک هستند؟

فعالانی هستند که به دنبال مطالبات صنفی خود در تکاپو وتلاشند؟

فعالان سیاسی هستند که می خواهند معادلات کشوری را برهم زنند؟

فعالان و ترویج دهندگان روشنفکر مابی در محیط دانشگاهی هستند؟

 به سرکوبی افکار با یک استحاله کمرنگ دست می یازند همچون حکومت دارانی که خود را در حاکمیت تعرف کرده اند.به تاراج برده اند افکار و عقاید را و روشنفکری جولانگاه روشنفکر بازان می شو آن زمان که یکی از فعالان ngoe سر به دار زمان خود می شود از دیار بلوچ آن گاه که دبیران انجمن های اسلامی سر وگردن خود را با نردبان بال می برند تا سر ها را نحی و نفی کنند و به انتقاد محوری روآورند .دوستانم امید را نجوا می کنند.برای رهایی آنان که رها نیستند .

مطلبی می نویسم اززن بودن خودم ؛ هیجانی شگرف که نادیده گرفته شده

تقدیم به تمام زنانی که در سراسر این کره ی لجن زده نفس می کشند:

                  زنان از غنیمت تا خون بس

 

از دیر باز جوامع انسانی در پی دست یابی امکانات رفاهی و مچاله کردن دنیا گامهایشان را محکم کرده اند . هر چیز در دنیا بوده و هست را از آن خود دانسته همچنان که می دانند، که گاه و بسیار ازآن سهم الارث و مایملک یکدیگرشمارش و مهر می خوردند همچنان که می خورند!. بارز آن زنان پش ازاسلام که بعد از مرگ شوهرانشان به ارث می رفتند یا در رسم منحوس ساتی با جسد همسرانشان سوزانده می شدند، قائده غیرمستثنی که بیش از بیشتر مورد هجوم قرار داشته و دارد؛ از ابتدای سکونت تا کنون در جنگ و صلح ..در جنگ ها غنیمت بوده اند و برده ، در زمان صلح نیز خون بس؛ جای شگفتی است ؛ به عقب که می رویم از زمان یکجا نشینی انسان در دوران زمین داری و نظام فئودالی ، زن را هم چون اشیاء تصاحب و از سوی دیگر از تعدد زوجات غافل نبودند ؛ همچنین جلوتر، در حرمسراها با ننگ روزگار می گذراندند. زنان آنچه که مردان می خواستند شدند تا به قولی به رشد و بالندگی رسند، و مطلب را مرهون زحماتشان ثبت کردند. امروزه نیز در این روند تغییری به معنای واقعی تغییر حاصل نشده ، برخلاف آنچه همگان یا از روی نا آگاهی و یا برای حفظ منافع می پندارند تنها ظاهر قضیه اندکی متفاوت گشته اما دیدگاه مردانه نسبت به زن همان است که در گذشته بوده : داشتن ظاهری زیبا در راس زنانگی زنان و این یعنی همه چیز؛ ظاهری خالی از تفکر زنانی برای سامبا اندامی برای شهوت مردانه ، اندیشمندانی با ظاهری فریبنده ، روشنفکر مابی در عصر تجدد گرایی. بکارت در عرف تعریف شده و ملاک سنجش ما زنان، ننگ بر بکارتی که آن را مردان تعریف کرده اند از حیث گنگ نگه داشتن ، مردانی مدافع حقوق زن در حاضر امر.تفاوتی در زیبایی نیست یکسان پرستی جنس به ظاهر اول . به بردگی رفته ایم آن هنگاه که ارزشمان را بر اساس ساق پا ارزیابی کردند همچون دوران چنگ های قرون وسطی وعصر ویکتوریای اسکندر، آن زمان که به غنیمت رفتیم شمارش دندان ها حکم می داد؛ زیبایی ولطافت برای زنبارگی یا جوان و تندرست برای بیگاری .این است استبداد مردانه.در جامعه ایرانی زیر تیغ جراحان می رویم تا دماغی آری از عیب خلق شود می شویم بزگترین مصرف کننده لوازم های آرایشی وبهداشتی سیاست راه بردی جهان اول جای خود را به سیاست سنجی داده است زخایرملی خالی می شود تا صرف مصرف گرایی درخدمت مصرف کننده باشد وحقوق برای مصرف کننده تعریف می کنند. قاجار را ننگ تاریخ خود دانستیم حال که باید گفت فضای کنونی خیانتی عظیم به آینده گان است تاریخ شرم آن دارد که روایت کند و در خود جای دهد دیگر مهم نیست که در دنیا چه می گذر .انسانهای بی دفا در اریتره ،توتسی بورنی ، یا نسل کشی در دارفور سودان..... از اتیوپی چه خبر؟ افغانستان با زنان بیوه و کودکان قربانی مذهب چه می کند، عراق را در هم کوباندن ِجنایت سرب های آلبانیای تبار در خاطره تاریخ پابرجاست ...مهم این است آراستگی زنانه به واسطه ی تفکرات مردانه .حال یک خواسته وجود دارد و زنی در تلاش برای بر آوردن آن، آنچه می ماند یک مغزخاک گرفته است و یک عروسک زیبا که می توان ازتماشای آن لذت برد و یک مونلوگ مردانه عقل زنان کور است وحقیقتی از یک اندشه ی گسترده ی زنانه و یک ترس نهان از تجلی این اندیشه از سوی مردان؛ سپس صورت گیری استعمار واستثمار در دو شیوه ی زور و احساس

                                            انسان استثمار انسان

 قانون را می نویسم از حیث فرهنگ لغت، اصل و مقیاس چیزی به معنی دستورها ـ مقررات و احکامی که از طرف دولت و مجلس شورای ملی برای حفظ انتظامات و اداره کردن امور جامعه وضع می شود .قانون ازنگاه اقلیت بر اکثریت که از گروهی به گروه دیگر قابل تغییر و اجراست همچنین در بحث قانون جایز بر دموکراسی می رود.از باستان شناسی روانی شروع می کنم؛ آیا تسلط  و وضع قوانین از سوی افراد که در اقلیت حاکم هستند به صورت اکتسابی بر اثر شرایط زمانی ـ مکانی قابل رویت است یا آنکه از بدو تولد این مهم روانی آدمی را دنبال و پی گرفته؟ آیا شرایط زمانی از عصر شکار و پارینه سنگی که افراد به صورت کوچه رو در مسیر حرکت به جلو پیش می تاختند شرط تسلط حاکم بوده است؟ علوم انسانی را به صورت علمی مورد پردازش قرار می دهم تا در مفهوم باستانشناسی روانی مطلب را با توجه به جامعه شناسی روانی پی گیرم .گروه اقلیت بر اکثریت چیره و خواهان همرنگ شدن کل می باشند ؛ در مفهوم جامعه شناسی همرنگی با جماعت را به معنای تغییردر رفتار یا عقاید شخص در نتیجه اعمال فشار واقعی یا خیالی از طرف فردی دیگر یا گروهی از مردم دانسته  که گروه غالب بر گروه مغلوب می تازد، تاختن در همه ابعاد ؛ استثمار انسان از طریق انسان مهم زمان است .قدرتمداری و مطلق بود مسئله ؛ حاکم شدن زن بر مرد در دوره مادر سالاری و بالعکس آن از زندگی کوچه نشینی به یکجا نشینی با مفهوم کشاورزی در دوره فئودالی و حاکم شدن مرد که عنان حاکم در دوره پدر سالاری را در دست دارد؛ شکل گیری تسلط بر انسان همچون شیئی پنداشتن آن جایز دانستن بردگی و شرط لازم محیط است. مثالی از غار افلاطون، آن هنگام که دست عده ای در غار بسته و پشت به در ورودی غار نشسته اند تنها سایه ها را واقعی و اصل می پندارند در آن هین که دست پای یکی از آنها از بن رها و قادر به خروج از غار می شود آنچه را واقع میابد به درون باز می گردد و با هشیاری دانسته خواستار آن است  تا چیزهایی که دیده دیگران نیز بازیابند و از طرف مخالفان و حاکم پنداشته گان کشته می شود به خاطر آ نچه که اصل بوده ـ چیره یافته گان هستند که دانسته و پندار خود را اصل می دانند. گروه حاکم حتی آن هنگام که در اکثریت هستند خواهان تسلط و برتریند از آن رو قانون تعریف می کنند. افراد ناهمرنگ ممکن است بعد از زمانی مورد تمجید مورخان قار گیرند اما به هنگام اعمال ناهمرنگ ترد و گاه مجازات می شوند به خاطر عدم پذیرش آنچه اکثریت اصل پنداشته اند.که در جامعه شناسی همرنگ ستیزی خوانده می شود بدین معنا که فرد برای خودش نمی اندیشد بلکه به طور خودکار علیه آرزوها و انتظارات دیگران عمل می کند. دو فیدبک برای همرنگ دانسته شدن از حیث مطلب درست بودن اعمال و رفتار - دیگری داشتن روابط دوستانه با مردم از طریق رفتار مطابق با انتظارات از دید جامعه شناسی روانی .حاکم شدن غریزی انسان بر انسان راناشی از قدرت بدنی در ابتدای امربر می شماریم، همانگونه که موجودات زنده از روی غریزه دست به یک سری اعمال می زنند، نمودی از خرس ها که با کندن و خراش دادن درختان حوزه قدرت خود را مشخص و از ورود غریبه جلوگیری می کنند منطقه تحت اختیار خود را قانونی اعلام کرده و با متعدیان برخورد می کنند. جامعه شناسی روانی پرخاشگری را عمل آگاهانه می د اند که با هدف وارد آوردن صدمه و رنج جسمانی یا روانی انجام می گیرد و ممکن است بدنی یا کلامی باشد از طرف دیگر انسان با غریزه زاده می شود که فروید آن را غریزه زندگی می نامد .جامعه شناسی اجتماعی(احتمال قریب به بقین عنصر غریزی از پرخاشگری در افراد بشر وجود دارد، لیکن به طور کامل ناشی از غریزه نیست نمونه های روشنی از رویدادهای موقتی و اجتماعی وجو دارد که می تواند رفتار پرخاشگرانه ایجاد کند)"بقای گروهای انسانی از طریق غلبه پیدا کردن بر اکثریت و به کار بردن مفاهیم قانونی و به روز از سوی نظامهای سرمایه و فئودال در زمان و مکاان توسط قانون نوشته شده که افراد رابا اجباراجتماعی روبه رو می سازد.گروهای غالب در یک همگونی گروه نا همگون را ترد وباز می دارد.در اجتماعات کوچک تر همچون خانواده تعریف از سرپرست وبرتری جوی فرد بر سایراعضاء را دنبال دارد؛ در دوره پدر سالاری قدرت مطلق از آن سرپرست ورییس اجتماع کوچک بود که در زمان حال از نیاکان بر جاست. بسیار در زمان انسان ها یکدگر را برای بهره کشی و استفاده از دست رنج یکدیگر وا داشته اند که در دورهای برده داری و قبل تر نیز آثاری از  سرخورگی های روانی به جا و انتقال داده است در دوره های بعد نیز با همان شرایط زمانی و مکانی داده ها را قانونی نوشته که تحصیل و همانطور که بارها گفته شده تحمیل می کند.

                                      تضادها حرکتی برابر با سرعت نور

 

 

واپسگرایی فرهنگی تعریفی است از اوضاع و احوال کشورهای در حال توسعه و نگهداشته شده ؛ بحران فرهنگی ،عرف متعارفی است از قانون در جامعه که سیستم معرفتی با توجه به موقعیت و ایدئولوژی خاص که در نحوی جامعه پذیری ، افراد را طبقه بندی و تفکیک شده می یابد ، از طرفی رشد و نگرش مصرف گرایی در چنین اجتماعاتی حرکتی تصاعدی از خود نشان می دهد چون در پی از دست دادن مواد اولیه و شرایط تعمیم یاقته از اکونومی پولیتیک ظهور سیاست سنجی بر اجتماعاتی با این ویژگی ها را تحصیل وتحمیل می کند که با سرعت نور، تضادها ی مشخص و عمومی را به چرخه می اندازد.

 

                                            تز جدید رییس جمهور از راه رسید

یاداشته گذشته اشاره ای بر بحث تحقیق و تفحص از قوه قضاییه توسط عباس پالیز دار همچنین عدم آگاهی ارگانهای مهم دولتی بود.

در ادامه پردازشی لازم است بر اتفاق در جریان ِ عباس پالیزدار که یکی از دوستان عزیز هم در نظرات به آن اشاره داشت در ادامه تز مبارزه با مفاسد اقتصادی از سوی دفتر ریاست جمهوری و شخص رییس جمهور مورد استقبال قرار گرفت موضوع در آخرین سال ریاست جمهوری وی جنجالی است که رسانه ها و مطبوعات هم کم نگذاشته و شاخه برگهایی بر آن افزوده اند .

در ادامه مسئله ـ  از آنجا که دولت و ارگانهای مهم بر روند فعالیت نماینده گان و مقنن در بحث قانون گذاری که در پارلمان ایفای نقش را نهادینه کرده اند نظارت دارند باید گفت نیمی از مسئولان همان طور که همه می دانند با گرفتن مدارک افتخاری در سمت های بالا کسب موقعیت و با سوء مدیریت بر بدنه ضربه وارد آورده اند و اینکه عباس پالیزدار با مدرک خریداری شده عنوان سمت داشته است جای تعجبی نمی گذارد که آن را بزرگ نمایی کنند همچون فاش کردن اسرار نظامی . ختم نوشته ژورنال رییس کار و امور اجتمایی از کاهش نرخ بیکاری خبر داده است که در صحت مطلب وی باید گفت- همه ملت همچون سالهای گذشته سر کار هستند.