سریال شب به شب سریال شب به شب
خرید سریال های دوبله شبکه فارسی 1
تحویل 1 روزه تضمینی سفارشات تهران
مستند حیات وحش (حیات)
محبوبترین و جدیدترین مستند جهان
کیفیت عالی زیرنویس فارسی اورجینال
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
توتالیتاریسم در حکومت های اقتدارگرا

 

                                      توتالیتاریسم

 

بدون زیادگویی و بی مقدمه می نویسم مشهور ترین تعریف پدیدار شناسانه را در رابطه با سیستم توتالیتاریسم . وباید گفت کارل.جی.فردریش مناسب ترین مدل را در این باره رائه کرده است. 

 

۱- یک ایدئولوژی کل گرایانه 

۲- یک حزب واحد متعهد به آن ایدئولوژی که معمولا توسط یک فرد رهبری می شود 

۳- قدرت پلیسی که بر پایه ترور و وحشت نهاده شده است 

۴- انحصار وسایل ارتباطی را به دست دارد 

۵- انحصار تسلیحاتی را با خود همراه کرده است 

۶- اقتصاد متمرکز و کنترل تمام سازمان ها را به دست گرفته است. 

در این خصوص باید خاطرنشان کنم اکثر حکومت هایی که در منطقه خاورمیانه قرار دارنداز این مدل سیستماتیک کشور را اداره می کنند.همچنین باید یادآور شد این مدل از سیستم به اقتدارگرایی بدون مرز ختم می شود.

دموکراسی در خاورمیانه رویایی بیش نیست

                                                (زن در خاورمیانه)

                 

                              دموکراسی در خاورمیانه رویایی بیش نیست

 

 یک تعریف از خاورمیانه آن هم با توجه به شرایت،خاورمیانه به هجده کشوردرحاشیه خلیج فارس وقسمتهایی ازکرانه مدیترانه وشمال افریقا اطلاق می شود و یک اصطلاح نظامی و ضرورت جنگی در قرن نوزدهم یعنی درجریان جنگ جهانی دوم است که توسط بریتانیا بر منطقه بالاخص کشورتحت الحمایگیش مصر گذاشت شد تا کنترل را ازطریق کانال سوئزبا خود داشته باشد بعد از تعریفی مختصرلازم آن که به بررسی اوضاع سیاسی واجتماعی منطقه با در نظرداشتن ظهور سه ادیان ناصری،یهودی واسلام که تنش را درعصرحاضر بیش ازپیش به خود متوجه ساخته،داشت.تفکرات بنیاد گرایانه ازسوی مذاهب هر روز بر بحران کشورها می افزاید ازطرفی وجود ذخایرعظیم نفتی آن قسمت را ـ مهم  به طوری که امریکا به خاطربهره برداری ازمنابع خواستاربرقراری صلح تقریبی در آن قسمتهاست .اما ریشه این اختلافات چنان عمیق ترسیم شده که هر روز بر وخامت اوضاع می افزاید؛جریان توسط بریتانیا دامن زده شد که خود نیزتا امروزقادربه برقراری ثبات درآن قسمت ها نمی باشد دریک منطقه حساس وبحرانی وضعیت زنان چگونه ترسیم شده است؟ با یک بررسی کوتاه درمنطقه به موضوع پرداخته می شود.درقرن نوزهم وبیستم احزاب وگروه های مختلف پا به عرصه قدرت سیاسی گذاشتند،حزب وفد درمصر برای دست یابی به استقلال مصرازچنبره بریتانا توسط نحاس پاشا وسعد زغلول پایه گذاری شد وبعد ازآن کودتای افسران آزاد درسال 1952 یک طبقه اجتماعی با منشا خرده بورژوازی را به اریکه قدرت هدایت کرد،همچنین استقلال الجزایردرسال 1962با ریاست جمهوری بن بلا و کشورسوریه که تحت قیمومیت فرانسه بود را برآن داشت تا میشل عفلق مسیحی وصلاح الدین بیتاری مسلمان را به تشکیل حزب بعث رهنمون سازد و برای دست یابی به استقلال، آزادی ووحدت ملی با توجه به تفکرات سوسیالیستی در کشورهای مجاورکه تحت قیمومیت فرانسه وبریتانیا بودند راه یابد ازجمله ،عراق بعد ازاستعفای حسن البکررهبرکودتای 1968 که صدام حسین تکریتی را به عنوان قدرت بی چون وچرا ازطریق حزب به قدرت رسانید. کشور لیبی نیز توسط زرقافی یک حکومت تک حزبی به راه انداخت

از سویی دیگر در قسمت های کرانه مدیترانه اتفاقات دیگری رخ داد،تئودورهرتزل ایده پرداز بازگردانیدن یهودیان تبعیدی به صهیون بود ولرد آرتوربالفور وزیرامور خارجه بریتانیا دست دوستی وازحامیان سرسخت طرح شد.اسرائیل درجریان درگیری با مصردرزمان عبدالناصرودرنشست کمپ دیوید با انورسادات مصری و هم تای انگلیسی خود همه چیزرا به نفع در رابطه با کشورتازه تاسیسش تغییرداد تا معاهد اسلو ظهور کند.انقلاب 1979 ایران به رهبری روحانی شیعه مذهب با توجه به تفکرات بنیادی واسلامی که سید جماالدین افغانی به آن قوت بخشید و آن را ازدانشگاه قاهره پایه ریزی کرد به دنبال احیاء اسلام بنیادی، آن را بسط وگسترش داد .حال در یک بررسی وضعیت زنان همان طور که در بالا به آن اشاره شد در این کشورها چگونه تعریف شده است ازفلسطین شروع می کنم جنبش آزادی بخش فلسطین با تفکرات سوسیالیستی که به سمت استقلال درحرکت است وحزب موازی آن تشکیلات خودگردان حماس به دنبال ایجاد رعب وحشت دربین زنان فلسطینی ازهیچ کوششی فروگزارنبوده است حمامی(hammami)درباره نوع پوشش زنان درمنطقه می نویسد مبارزات حماس برای حجاب دراوایل دهه 1990 ازچند جهت تاثیرگذار بوده است این تلاش ها موجب به حاشیه رانده شدن زنان وترس آنها ازحضور دراماکن عمومی می باشد.یکی دیگراز پیامدهای این امرمقاومت فمنیست ها وعمل گرایان دربرابرحجاب بوده ،اگر چه حماس تا حدودی دراسلامی کردن فرهنگ ملی فلسطین موفق بود،اما هم زمان جنبش زنان فلسطین را به سمت بیداری فمنیستی هدایت کرد،همچنین ازعوامل کمرنگ شدن زنان ازجریانهای سیاسی واجتمایی،ملی گرایی با نگرش های پدرسالارانه درکشورهای عربی واسلامی بوده است که خود را به وضوح نشان می دهد وبا این توجیه سنتی که محکوم به پذیرش تقدیرهستند از پیشرفت بازداشته شده اند درعراق حزب بعث به رهبری صدام حسین با شعار وحدت،سوسیالیسم واستقلال دیکتاتوری خود را که ساختارکاملا مرد سالارانه داشت علیه زنان به کار برد.باید گفت درکشورهای عربی حاشیه خلیج فارس که به لحاظ سیاسی ایستا به نظرمی رسند زنان فاقد قدرت ودرحاشیه اجتماعی هستند.فاطمه مرنیسی مراکشی نه تنها رویکرد خاص دین اسلام را درمورد جایگاه زنان درزندگی اجتماعی به چالش کشیده است بلکه از تفاسیر متعصبانه دین،که درآن زنان به مثابه موجودات شدیدا جنسی وتهدید کننده نظم واقتدارمردان مسلمان هستند به چالش کشیده است.این مطلب درحالیست که زنان نقش مهمی در پیروزی جبهه آزادی بخش ملی الجزایرایفا کردند به طوری که هنوزافسانه زنان مبارزی چون جمیله بحرید،زهیه خلیفه وجنت حمیده ازیادها نرفته است با این وجود حتی در جریان استقلال خواهی کشورهای عربی همان طور که گفته شد ملی گرایی عربی جلوه ایی از سنت پدر سالارانه است.دربالا اشاره شد بحران دریک دو قرن اخیردرخاورمیانه به واسطه وجود منابع وذخایرعظیم نفتی درمنطقه می باشد ازآن رو نیزدرجریان وجود ادیان های ذکر شده درابتد می رود تا بر وخامت اوضاع بیفزاید.حال حضورزنان چگونه تعریف و تعیین شده است؟ ابتدا به عربستانی می پردازیم که بریتانیا درجریان معاهده مک ماهون حسین وعده ی سلطنت پادشاه عربستان شریف حسین را برکشورهای عربی به شرط ایجاد ارتش ومقابله با عثمانی ها داده بود.حال شرایط فعلی زنان دراین سرزمین اسلامی و زادگاه پیامبرانقلابی آن گونه است که ازحق طبیعی خود محروم ومردان درآن سرزمین ازتعدد زوجات همچون سایر کشورهای اسلامی بی بهره نبوده اند زنان حق رانندگی دربزرگ ترین کشورنفت خیزخاورمیانه را ندارند،زنان دربزرگ ترین سرزمین عربی ومحل تجمع مسلمین جهان حق خروج ازمنزل را مگر یک یا دوباردرطول هفته ودخالت درامورسیاسی را ندارند.در امارات متحده عربی زنان به تازگی ازحق رای برخوردارشدند درمنطقه آزاد دبی وضع طوری ترسیم شده است که زنان ودختران ایرانی ،روسی و....را برای شیوخ حوس بازبه این منطقه قاچاق وخریداری می کنند که مورد بدترین رفتارهای جنسی ازسوی مردان قرارمی گیرند وقسمتی ازتبلیغ ها برای حضورگردشگران به آن منطقه می باشند تا پولهای به جیب زده ازفروش نفت کشورهایشان را دربزرگتری قمارخانه ها همچون کانزاس به قمارگزارند وضعیت تونس کمی متفاوت است دراین کشورتعدد زوجات جرم محسوب وبا مسئله برخورد قانونی می شوداما نظام پدر سالاری همان طور که اشاره شد همچون گذشته بر پیکره کشورهای حاشیه خلیج فارس وخاورمیانه سایه انداخته است وضعیت کناره مدیترانه بهترازسایرمناطق نیست درفلسطین گروه خودگردان حماس بررعب و وحشت زنان افزوده است در مصر حکومت حسنی مبارک رسانه ها سانسوروجنس دوم ازجایگاه اجتماعی چندانی برخوردار نیستند.کویت نمونه کشوری با اقتصاد تحصیل داراست که در چند دهه گذشته به خاطرتولید بیش ازظرفیت تعریف شده ازسوی اپک،نفت استخراج وبه کاهش قیمت آن افزود که عراق را برای حمله ناگهانی به آن کشورآماده ساخت ،موقعیت اجتماعی زنان درکویت نیز تعریفی ندارد وهمچون سایرکشورهای عربی درسیاهی مطلق است.ایران بعد از انقلاب 1979 با رای مردم به جمهوری اسلامی ویک حکوت مذهبی خود را درمنطقه خاورمیانه وجهان تثبیت کرد حال مذهب برای تمام مردم ایران به خصوص زنان به اجباروهنجار تایید شده از سوی قانون خود را نشان داد و تنها کشورغیرعرب درحاشیه خلیج فارس ودربین همسایگان عرب خود ازوجودحجاب اجباری و قانونهای درتضاد با جامعه جهانی قدرت بنیادگرایانه را دردست گرفته است حجاب به عنوان یک اصل و ازمبانی مذهب تشیع است با نگرشی دقیق درامرمورد بحث باید بازتاکیدی برمطلب بروملی انداخت که ایجاد دموکراسی در خاورمیانه بیشتر به یک رویا می ماند
روشنفکرانی از سیستم دانشگاه

                 

                     روشنفکرانی از سیستم دانشگاه

 بعد ازتاملی درباره آنچه که باید می نوشتم یا نه،عزم را جزم کردم تا ازیک محیط کاملا مردانه و مردانی به ظاهرسیاسی همچون پروگماتهایی درجریان، با توجه به سوابقی که ازخود چون ستاره برسر دوششان انداخته بودند و تئوریسین های قابل می دانستند،ودخترانی که ازدانشگاههای مختلف برای همکاری با توجه به هدف مشترک گردهم آمدند بنویسم.آقایان وبه قولی روشنفکرانی که قراربود خط مشی واحدی را دنبال کنند،درجوذکرشده قرارگرفتم، درمکانی که مردان برآن حکومت می کردند وحاکمان بی چون وچرای یک جریان سیاسی درظاهرامربودند.مردان،جمع مرد، واژهء خشن وتداعی کنندهء تاریخ زوربرجنس دوم وبرتری جویی آنها نسبت به غیرهمجنسانشان است،آنگاه که به حکم حمایت او(جنس دوم) را به استعمارمی برند همچون جهان اول که درپی عمران وآبادانی کشورهای ناتوان را به استعمار خود می کشانند ودرپس آن به استثمار محکومشان می کند؛ زنان نیزاین چنین به بردگی رفته اند.قشری که با آنها برخورد داشتم روشنفکرانی ازسیستم دانشگاهی بودند،شاید نبایدچندان خرده گرفت چون ازنظام بنیادگرایانه چنین سیستمی سربرآورده وپالایش می شود.هنگام برگزاری جلساتشان هیچ حرکت وبرایندی خارج نمی شد؛افرادی که دریک برهه زمانی خود را تعریف کرده و متفکرانی قابل می دانستند الگوهای مناسبی را نتوانستند به معرض ظهور برسانند ومسئله مورد بررسی را با توجه به خاستگاه آنهم نسبت به شرایط قابل تحلیل دریک زمان ویک پروسه کوتاه آنچنان که شایسته  وبایسته است به صورت بالفعل درآورند. باید خاطر نشان کنم دراین مدل فضاها به خاطر کم اهمیت بودن حضورزنان به این مسئله که جنس دوم نمی تواند کارگروهی انجام دهد او را کمرنگ نشان داده اند،مردان درجلسات خود ازحضور زنان استفاده نکرده مگربرای حرکتهای پوپولیستی وگاه برای ضرورت امر.جلساتی که با دویا سه کتاب واستفاده ازاصلاحات سنگین برحجم وجومجلسشان می افزود. آری مردان درمحیط مرد سالارانه رشد کرده اند.....                                    

جامعه : چرا اعتراضات به خیابان کشیده می شود؟



   ۹روز از انتخابات گذشته است و هنوز اعتراض ها نسبت به نتیجه انتخابات ادامه دارد. تخلف در انتخابات و نتیجه ای دور از ذهن،بحثی است که توسط معترضان اعلام شده و هر سه کاندیدا،آقایان موسوی،کروبی و رضایی در این مورد اتفاق نظر داشته و اعلام کرده اند که دلایل مستندی مبنی بر تخلف در انتخابات دارند که حتی بعضا بازشماری آرای برخی صندوق ها هم نمی تواند مشکل را حل کند. در این جا فارغ از اینکه آیا تخلف شده است یا نه و اینکه مستندات کاندیداهای معترض چیست، می خواهم بحث دیگری را مطرح کنم.

 قویا بر این باورم که بایستی هر اعتراضی در چارچوب موازین قانونی و با روش های حقوقی پیگیری شود. و مطمئنا آقایان کاندیدا و معترضان نیز این نکته را خوب می دانند.  قدر مسلم آن است که دو شاخص شفافیت و پاسخگویی، از اصلی ترین عناصر ایجاد اعتماد گروه هدف(شهروندان) به حکومتگران می باشد. و هر چه قدر میزان شفافیت در ارایه اطلاعات و آمار و باسخگویی مسئولان نسبت به موارد تشکیک شده و مورد سوال بیشتر باشد، اعتماد عمومی نسبت به آنان بیشتر خواهد بود و اعتراضاتی هم اگر در این رابطه به وجود بیاید، سعی می شود که از طرق قانونی پیگیری گردد چرا که شهروند احساس برابری دارد. اما در حوادث اخیر چه دلایلی دست به دست هم داد تا حس اعتماد عمومی و برابری ایجاد نشود و اعتراض ها را به خیابان ها بکشاند؟  

1:قطع سیستم پیامک(sms)از روز پنج شنبه 21 خرداد (به مدت 9 روز) بدون هیچ دلیل موجه و مشخصی توسط دولت، یکی ازموارد ایجاد بی اعتمادی بوده است.سیستم پیامک تلفن همراه  که یکی از راحت ترین، ارزان ترین، پر سرعت ترین و همه گیرترین سیستم های ارتباطی و اطلاع رسانی خصوصا در روزهای آخر انتخابات به شمار می رفت، ناگهان در شامگاه پنج شنبه 21 خرداد (ساعاتی قبل از آغاز رای گیری) در سراسر کشور قطع شد و تا دیروز ادامه داشت،باید خاطر نشان کرد در این رابطه هیچ مسئولی پاسخگو نبوده و نیست از آن رو که ابتدا وزارت ارتباطات و فن و آوری اعلام کرد سیستم پیامک قطع نشده ! و ساعاتی بعد اعلام داشت که سیستم را دولت قطع نکرده و این کار توسط نهادها و ارگان های دیگرصورت گرفته است. جای سوال آنکه کشور را چه کسی ویا چه کسانی اداره می کنند. دولت یا گروه های خود سر؟  پس از گذشت دو روز، بالاخره اعلام شد که قطع سیستم پیامک به دلیل ایراد فنی بوده است که متاسفانه پس از گذشت9 روز، این ایراد فنی رفع شد.

2:توقیف روزنامه کلمه سبز به صاحب امتیازی میرحسین موسوی درست روزانتخابات و فشار بر حذف مطالب و تغییر تیتربرخی از روزنامه ها ازجمله اعتماد ملی و ... که درنهایت برخی از آنها با چند صفحه سفید روانه دکه های مطبوعاتی شدند، نشان دیگری از سانسور خبری است. 

3:فیلترینگ سایت های خبری ظرف یک روز، سومین پایگاه خبری و اطلاع رسانی  خصوصا کاربران اینترنتی را با مشکل مواجه کرد. ظرف یک روز(23 خرداد) ده ها سایت اصلاح طلب - حامی موسوی و منتقد دولت نهم  فیلتر شد. قلم،کلمه،نوروز،آینده،موج سوم،یاری،شهاب نیوز و ... و هم چنین یوتیوب و فیس بوک مسدود و فیلتر شدند.تنها سایت های اطلاع رسانی محدود شد به سایت های خبری حامی دولت. و البته محدودیت اینترنتی به بستن سایت ها و برخی وبلاگ ها ختم نشد و یک باره سرعت اینترنت کاهش پیدا کرد. در حدی که اتصال به اینترنت با سیستم Dial up تقریبا غیرممکن است  و خطوط Adsl هم با سرعت پایین، کارآیی چندانی ندارد.(البته امشب سرعت بهبود یافته و فرصتی شد تا مطلبی بنویسم و در وبلاگ بگذارم)

4:اختلال در شبکه مخابراتی و قطع تلفن های همراه در تهران در ساعاتی که تجمعات برگزار می شود( از حدود ساعات 5 عصر تا پاسی از شب)امکان برقراری ارتباط و اطلاع رسانی را با مشکل مواجه کرده است.

5:دستگیری های گسترده خصوصا دانشجویان و فعالان سیاسی، بی اطلاعی خانواده ها از وضعیت فرزندانشان، ضرب و شتم معترضان و حمله به کوی دانشگاه تهران و ... توسط نیروهای لباس شخصی.

6:عدم پوشش خبری واقعی توسط صدا و سیما و نگاه مغرضانه و غیر مردمی این رسانه به رویدادهای اخیر و سانسور خبری. صدا و سیما که هیچ گاه به واقع با توده ی مردم همراه نبوده و صرفا در نقش یک دستگاه تبلیغاتی برای طیفی خاص از جامعه بوده است،اکنون نیز با عملکرد مغرضانه و هدفمند خود،نه تنها عدالت را رعایت نکرده و بودجه ی ملی را صرف گروهی خاص می نماید بلکه به جای ایجاد فضایی برای آرامش و رفع اختلافات، به تشنج بیشتر دامن می زند. عملکرد صدا و سیما در این چند روز بیشتر به رفتار کودکی می ماند که از روی لج و برای نشان دادن برتری اش به طرف مقابل(طرفی که هیچگونه امکانات رسانه ای و اطلاع رسانی ندارد) همه توان خود را به کار گرفته و یا بهتر بگویم همه ی دارایی اش را به رخ می کشد.  نگاه صدا و سیما به تجمعات واعتراضات مردمی، عدم پخش تصاویر راه پیمایی میلیونی در آزادی و عدم ارائه اخبار درست و واقعی و بدون جانبداری  از تجمعات و عدم ارایه اطلاعات و اخبار از طیف های مختلف جامعه به طور صحیح و نسبت دادن ایجاد تنش و آتش کشیدن خودروها و اماکن به معترضان و تاکید  (به طور مکرر) در ساعات مختلف خبری مبنی بر اینکه حضور آشوبگران در خیابان موحب تضعیف کسب و کار مردم و ایجاد ناامنی از سوی آنان  و مزاحمت برای شهروندان است و  .... اعتماد مردمی و معترضان را سلب کرده و آنان را عصبانی تر می کند که خود محرک این اعتراضات می باشد. صدا و سیما بیانیه آیت الله مکارم شیرازی را قرائت می کند که به آقای احمدی نژاد تبریک و اعتراضات مردمی را محکوم کرده است. اما بیانیه هایی که سایر علما و آیات عظام از جمله آیت الله صانعی ، موسوی اردبیلی،بیات امجد ،مجمع روحانیون مبارز و مجمع مدرسین حوزه علمیه قم که بعضا  به نتیجه انتخابات و یا به برخورد با مردم معترض بوده اند را مسکوت نگه داشت. باید گفت رسانه ملی تمام و کمال در همه ساعات و شبکه های خود در هر حال به دفاع از یک جناح (یا بهتر بگویم از یک گروه خاص از یک جناح) پرداخته و به شدت در برابر سایر اقشار جامعه ایستاده،این در حالی است که حتی دقیقه ای را حاضر نیست به گروه های معترض و دیدگاه های مخالف حتی با پخش یک تصویر کوچک یا اعلام یک خبر درست، اختصاص دهد.( حضور نماینگان معترضان در یک برنامه تلوزیونی و بیان اعتراضات به مردم، پیشکش!) به کار بردن تعابیری چون اغتشاش گر و اوباش و ... و تقسیم بندی دانشجویان به حزب اللهی و شلوغ کن و ... از سوی مقامات و نهادها و نسبت دادن تخریب اموال و اماکن به معترضان (که رسانه ای هم برای دفاع از خود ندارند) موجبات جری تر شدن شهروندان می گردد.

متاسفانه در این میان نیزنهادهای مسئول و پاسخگو همچون وزارت کشور خصوصا شورای نگهبان، به تحریک معترضان دامن می زنند.حال که شورای نگهبان مرجع قانونی برای رسیدگی به تخلفات انتخابات بوده و در واقع بایستی پناه مطمئن و مورد اعتماد برای موافق ومخالف باشد.که با بررسی دقیق و موشکافانه همچنین بدون جانبداری از فرد یا گروهی خاص به تحقیق و تفحص پرداخته و پس از آن اعلام موضع نمایند، که آیا تخلفی صورت گرفته است یا خیر؟ اما متاسفانه آنچه که امروز شاهد آن هستیم این است که بر خلاف قانون اساسی که صحت انتخابات پس از تایید شورای نگهبان اعلام می شود، به سرعت صحت و قطعیت آن از سوی نهادها و مقامات دیگر اعلام شد که جای شک و تردید را نسبت به شورای نگهبان (بر خلاف آنچه سخنگویش(کدخدایی)مرتبا اعلام می کند که این شورا بایستی به اعتراضات رسیدگی نماید) بر جا گذاشت . اینکه پیش از بررسی اعتراض به تخلفات، سریعا اعلام موضع نمایند  که تخلفی صورت نگرفته است،یا مرتبا با بیان این نکته که اعتراضات کاندیداها کلی است و یا مستندات خاصی ارایه نکرده اند و ... و بی تفاوتی ای  که در گفتار و چهره سخنگوی شورا مشهود می باشد، دیگر چه جای اعتماد و اطمینانی برای معترضان و مردم می ماند؟ و این تصور پیش می آید که آنها(شورای نگهبان) پیشاپیش تصمیم خود را گرفته اند. همه ی این عوامل باعث می شود اعتماد عمومی نسبت به اینکه مسئولان حقیقتا قصد بررسی دارند سلب شده و برای نشان دادن اعتراض خود به خیابان ها بیایند.

به هر حال آنچه مسلم است آنکه اگر شرایط و امکانات برابرباشد و استفاده از پایگاه های اطلاع رسانی و رسانه (اعم از رادیو و تلوزیون و روزنامه و اینترنت و ...) به طور یکسان در اختیار گروه ها قرار گیرد و عدم توقیف روزنامه و فیلترینگ سایت ها و ... موجبات نگرانی گروه های مخالف را فراهم ننماید، اعتراض ها نیز در قالبی قانونمند پیش خواهد رفت و باعث نخواهد شد که دیگر جمعیت معترض برای رساندن فریاد اعتراضشان، به خیابان ها بیایند تا بدون سانسور و مستقیم و بی واسطه، اعتراض خود را در قالب نمادین تجمعات و تحصن ها اعلام کنند.

 

حامیان موسوی در اعتراض به نتیجه انتخابات 



نوشته شده توسط مهرنوش نجفی راغب در روز یکشنبه 31 خرداد 1388 ساعت 10:54 PM

رهنورد آمد

                                               رهنورد آمد:

                             زنان جایگاه از دست رفته شان را پس خواهند گرفت

 

بی مقدمه :جایگاه زن درادبیات حاکمیت دولت نهم آنگونه بوده،که برای زنان حق وحقوقی کمرنگ وشایدکاملا فاقد رنگ تعریف کرده اند تا جایی که به ارزیابی مسئله ازنوع پوشش لباس تا کارکردن جنس دوم درعرصه های اجتماعی پرداخته و با برخوردهای رادیکالی باشتابی از رو، درعمق نفوذ کرده وخواهان برهم زدن ساختارهای شکل گرفته در یک دهه گذشته بوده اند؛ حال تاکجا موفق شدند نقش خود را ثبت کنند وآن را بسط دهند به مطلبی از روزنامه سرمایه در هفته گذشته اشاره می کنم، شکایت مادر یک پرستار جوان ازمامورگشت ارشاد، به سبب مرگ دخترش ، همچنین اتفاقی مشابه درسال 86 واقع درهمدان آن هم ستاد امربه معروف ونهی ازمنکر که پزشک جوان را به کام مرگ برد.. مسئله ی قابل بررسی آنکه آیا سیاست های جنسیتی برای هنجارپذیر کردن الگو های مورد تایید و قانون مند کردنشان می تواند راهگشای ناهنجاری ها باشد؟ یا آنکه این نمونه از برخورد تنها برای کنترل و دوام بخشیدن به مشروعیت حکومت است؟ وبا زیر سئوال بردن زن درجامعه آن هم برخورد از نوع پوششی، همان طور که در بالا اشاره شد، خواهان کنترل برجنس دوم هستند؟ و اینکه چگونه و با چه ابزاری آن را تعریف واستدلال می کنند ؟ هرچند که بنابر نظریه جامعه شناسان ابزار گرا، افرادخود بهترین داور منافع خود شان می باشند ؛ بررسی کنیم، افراد در همان جامعه مورد سئوال چقدر از امکانات موجود برای داوری را در دست دارند؟و قدرت تمیز دادن سره از ناسره و بلوغ اجتماعی را چگونه باز می شناسند؟ و آنکه قدرت مشروع  وجهه  را در کدام  سطوح  مورد تفتیش وانگیزاسیون قرار می دهد؟.... حال آنکه  خبرگزاری مهر از نصب دوربین های مدار بسته در مدارس دخترانه  استان تهران خبر داد.سئوالی که مطرح می شود این است آیا حفظ و کنترل زن می تواند جامعه را به سوی اتوپیای مطلوب از دید حاکمیت رهنمون کند؟ جایگاه پلیس نظم برای کنترل و ایجاد خط کشی های مد نظر  و مورد تایید می تواند الگوسازی های به هنجار را با خود همراه سازد؟ وآنکه هنجارمداری را با چه خاصیتی می توان تدوین کرد؟ و ثبت قدرت حکومت در حاکمیت  با چنین کیفیتی می تواند افراد جامعه را از هر طیف با خود هم سو و همراه کند؟! و سئوال دیگر آنکه درکل، خوب و بد بودن پوشش را چه کسی  و یا چه کسانی تعریف می کنند؟

از نگاه دیگر،آنان که جایگاه زن را شایسته  و بایسته دانسته ، با محوریت گوشه گیر کردن و در خانه نگاه داشتن می توانند به آن موجودیت  ببخشند، و او را یک موجود اجتماعی بخوانند؟ ویا تنها در مشارکت های مورد قبول و مورد حمایت  جایز می دانند؛ و با فیلتر های موجود قصد بر هم زدن معادله به منظور تفکیک را خواستارند؟.

 زنانی از جنس این خاک ؛ دخترانی از دل سرزمینی که آماج حوادث بسیار در طول تاریخ بوده است. زنانی از جنس ایران که پا برجا وپر غرور خود را نشان داده اند.از استقرار اولین بانک ملی  و حضور فعال سیاسی واجتماعی شان دردوران انقلاب مشروطه که خواستار رفرم  بودند تا انقلاب 57.. حال بعد از گذشته سالها ادبیات نو ظهور حکومت در دولت نهم به حذف زنان در پست ها وعرصه های مدیریتی  و رسانه یی پیکان خود را هدایت کرده ، لغو مجوز مجله زنان در سال 86 که بعد از شانزدهمین سال انتشارش هیئت نظارت بر مطبوعات از نشر آن جلوگیری به عمل آورد تا حذف جنس دوم از قانون اجتماعی وحضورش در جامعه با کم کردن ساعات کار وعدم وجودش در پست های مدیریتی که برخی از زنان را نیز با این روند هم سو وهم جهت کرده و مطلب را مطلوب دانسته، تا آنجا که به قلم  رادیکالی  به پردازش مسئله از دیدگاه اقلیت اندکی در حمایت از گروه نظم  دست یازیده اند؛ همچنین جایگاه اکثریت زنان را سلب و با کنش های منفی مسئله را پرداخته اند؛ وتنها وظیفه را حفظ خانواده در چارچوب تعریفی دانسته اند، که از آن رو به الگو سازی های مورد حمایت رجوع کرده اند..اصل بیست ویکم قانون اساسی از کرامت زن سخن می راند ولی قوانین موجود  خلاف آن را از حق اجتماعی  تا حقوق فردیش به زیر پا می کوبند.نگاه اجمالی به ساختار شد تا بنویسم و بگویم در فضای محدود شده افرادی برای حق خواهی می آیند حال آنکه می مانند یا تخریب می شوند ویا نیامده حبس می شوند، خود بحثی دیگر را طالب است. در.این راستا این بار قرعه به نام زنی از همین خاک رقم خورد، که بیاید وبگوید هنوز هستند زنانی که بودن را، خواستن را و توانستن را  زمزمه می کنند، زنی از تبارهنر، مجسمه سازی برجسته با 35 سال سابقه کار و فعالیت در عرصه فرهنگ، زنی از جنس سیاست با مدرک فوق لیسانس در رشته علوم سیاسی وجزء دوهزار استاد برجسته در جهان از دانشگاه کمبریج ؛حال بانوی اول ایران و مشاور محمد خاتمی رییس جمهور دوره اصلاحات دوش به دوش میر حسین همان نخست وزیر جوان در دوران جنگ هشت ساله را می گویم،( یادش به خیر) این را قدیمی ها بر زبانشان می چرخانند.همان نخست وزیر سال شست و یک؛ او نیزدر این برحه خواهان اصلاحات است.به نقل از روزنامه گاردین رهنورد به همراه همسرش پا به عرصه سیاست انتخاباتی گذاشت ، و زهرا رهنورد آمد ؛ اولین رییس دانشگاه در ایران، بعد از انقلاب؛ با شست ویک سال سن. رهنورد با همان سن وسال آمد تا ترسیمی از رنگ را داشته باشد، خوب رنگها را می شناسد، چون باآنها عجین شده ، او یک هنرمند مجسمه ساز است که خود را در وادی سیاست انداخته و از این رو هنوز هنر را بدون رنگ فاقد ارزش می داند، او می داند رنگ ها در کنار هم معنا پیدا می کنند از خاطر  روسری های گلدارش را در پستوی خانه پنهان نکرده و در کنار میرحسین با همان روسری های رنگی حاضر می شود و نقش یک کمپینر را ایفا می کند .او صورتش  را پنهان نکرده که خود می تواند یک پیام باشد و اینکه مردم کشورش دوستانش هستند نه خائن و اجنبی به آن چون مردم سرزمینش اجنبی شناسند ، جنگ هشت ساله گواه این مطلب است . زهرا رهنورد آمده است تا بگوید هنوزجایگاه زن به طور قطع تخریب نشده ،او آمده است که بگوید هنوز در ترافیک پر دود و غبار رادیکالیستها  می توان نفس کشید، می خواهد بماند.از همین روست که کسی نمی تواند حتی آن هنگام که وی شیرین عبادی تنها زن برنده جایزه صلح نوبل در ایران را سال گذشته برای سخنرانی به دانشگاه الزهرا دعوت کرد و از سوی جناح راست مورد انتقاد شدید قرارگرفت،محکوم کرد چون وی ایستاده و به ایمانش معتقد است . زهرا رهنورد دوش به دوش همسرش موسوی وارد فضای انتخاباتی شد و حضورخود را اعلام داشت. حال اوآمده است تا جایگاه زنان را به عنوان یک زن، نه به عنوان همسر میر حسین باز پس گیرد.از دید او زن آن جنس دومی نیست که برای پوششش قانون وضع کنند ،چرا که اوتنها در پوشش خلاصه نمی شود.تاریخ ، حضور فعالش را نتوانسته نادید بگیرد او جرات سخن گفتن را در این فضا شکست در فضایی که « مهرنوش نجفی راغب » عضو شورای شهر همدان و از اعضای فعال جامعه مدنی را به خاطر صراحت بیانش و اعتقاد فکریش از پست های کلیدی شورا جا گذاشتند ودر یک برنامه از پیش تعریف شده او را بایکوت کردند،اما « نجفی راغب » هنوز ایستاده است چون می داند و باور دارد فراد هم روز دیگریست. « رهنورد » آمد تا نوید فردا را به او و « نجفی راغب » های دیگر برساند. زنان ما ایمان داشته باشند که می توانند در جایگاههای اجتماعی وپست های کلیدی توان وجسارتهای خود را نشان داده وجایگاهشان را باز پس گیرند واجازه تعیین پوشش را به قانون مدارنماها ندهند.در فضای انتخاباتی حضور گسترده زنان که تاثیر شگرفی بر تغییر ساختارهای سیاسی واجتماعی خواهد گذاشت حائز اهمیت است و نمی توان از آن چشم پوشید یا بی نگاه گذشت. زهرا رهنورد آمد که بگوید جنس زن هنوز تعدیل نیافته است وایمان داشته باشند که فردا در راه است چون این خود زنان هستند که فردا را می سازند از آن روست که دیگر سکوت معنی خود را از دست داده است...............

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10      >>