آفتاب و مهتاب


شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 5 مرداد ماه سال 1390 ساعت 12:56 PM

 

                                                  اینجا ایران است

 

خیلی وقت است که چیزی ننوشته ام چون فقط در فکر بود. فقط فکر می کردم تنها فکر همدم شب ها و روزهایم شده بود همچنان که می باشد. 

برایم جالب است که روشن فکران چطور به اسم فعالیت های بشر دوستانه وبا برچسب فعالان مدنی پایشان را از دیارمادریشان بیرون گذاشته اند تا با عنوان فعالان سیاسی و مدنی که حکومت در پی آنان می دود در بهترین کشورهای اروپای غربی اقامت دائم- ادامه تحصیل در مقطع دکترا - منزل مسکونی - حقوق ماهیانه - رفتن به بار و دیسکو بگیرند و روشنفکر نماتر از آنها یا بهتر نادان ترین اقشار ایرانی آنها را بلد کرده و کارهای نکرده شا را تبلیغ می کنند حال اینجا ایران است کشوری که مردمش از مردمان کشورهای افریقایی گرسنه تر می باشند . اینجا ایران است کشوری که افراد دولتیش بر علیه هم لابی می کنند. اینجا ایران است کشوری که روشنفکرانش کافکا می خوانند. اینجا ایران است کشوری که هجوم اقوام بیگانه به خود زیاد دیده است. اینجا ایران است کشوری که ارزش ها وضد ارزش هایش در یک سطح قرار دارد. اینجا ایران است کشوری که روشنفکرانش هم چون آقازاده هایش پول نفتش را در جیب بیگانگان می ریزند واینجا ایران است کشوری که تنها مشکلش را روشنفکر نما ها حجاب اجباری می دانند ومذهبیونش آن را بی حجابی می خوانند ودر این بین هر دو گروه در مقابل هم صف آرایی کرده اند.

پنجشنبه 19 اسفند ماه سال 1389 ساعت 1:13 PM

شهامت

شهامت مصلوب بر دار نان در این کویر بسیط نیازمندی های عمومی .... در ناگزیری پی گیر این نیاز شب را به قامت هر بامداد آویختیم.خسرو گلسرخی

شنبه 30 بهمن ماه سال 1389 ساعت 11:36 PM

شب

 

 

خواب یلدا 

 شب که می آید و می کوبد پشت در را  

بخودم می گویم  

من همین فردا  

کاری خواهم کرد  

کاری کارستان..... 

خسرو گلسرخی

دوشنبه 6 دی ماه سال 1389 ساعت 10:38 PM

توهم مردانه

 مرد:

 توهم مَردانه 

اتفاقات درپی هم ازهرطرف می روند و می آیند.

جریان هایی که از یک طوفان خبرمی دهد؛هنوزبرف نمی بارد تا بدانیم زمستان درکدام گلوگاه گیرکرده، تا بدانیم سرمای خشک وخشن چرا خشانتش را فرو نمی بلعد.

لحظی درنگ، شاید چون مردان روشنفکراین کهنه دیارهنوزبه خود می بالند که هستند وجمله معروف دکارت را برخود حمل می کنند. تا بگویند ازآگاهی های زنانه ام تا بگویند فریب خوردگان این سرمای خشک هستیم .

ومن دراین سرما می نویسم از زن، می نویسم ازآن دردانه که حقش دریک کمپین تعریف شده است.

کمپینی که مردانه بردوش می رود. چون آن را مردانی فرصت طلب بر دوش زنان گذاشته وافسارش را خود به هرسو می کشانند (مردانی هم دراین راه قربانی شده اند).

آنهایی که ادعاء نور را دارند آن را در دستان خود مچاله کرده اند تا خشانت سرما را فریب دهند.

می نویسم ازمردانی که راحت ترازآنچه که فکرش را بتوان کرد خود را با نیرنگ تزین کرده اند، رابطه هایشان را حد و مرز نمی گذارند.

آنگاه درگوش ها زمزمه آغاز می کنند، من َمردم واین یک زن.

همان زنی که مرا می ستاید وعاشق شده برمن.

ومن یک زن عاشق شده برمرد.

من بی خبرازعشق وعشق بی خبرازمن که بدانم کی برمن وارد شد وکی من بروی فرود آمدم؟

عشق هم درتصورش درباره من چنین فکر می کند!

مَردی که نمی شناسمش!همان مرد.

مَرد: مرا ستایش کن ای دوردانه ی افسارگسیخته،عشقت را بر من بگشا، اما این را بدان که ازمن عشقی نخواهی گرفت چون تو هستی که عاشق من شده ایی ومن َمردم.

توهم َمردانه همچنان می رود و زمزمه هایش را باد به گوش هرجنبنده ایی می رساند.

همه آگاه باشید وبدانید که این زن،عاشق مَرد است.

وزن بی خبرازآن عشق درسرمای خشک تنها به یک چیزفکر می کند، برف.

 

دوشنبه 1 آذر ماه سال 1389 ساعت 01:23 AM

همه مقصرند

                           

روشنفکری درایران:

روشنفکران ومرتجعان مقصران اصلی درجامعه

به دنبال پاره ایی ازجواب ها سئوال هایی را طرح می کنم تا بهتربتوانم آنچه را که باید دانسته شود فهم کنم.

روشنفکری درایران :

بعد ازانقلاب مشروطه ودرپی آن حکومت رضاخانی زن ازفضای بسته ومدبخ خانه ها بیرون آمد وبه پشتوانه آن درزمان محمد رضا شاه در عرصه های اجتماعی به فعالیت پرداخت.انقلاب دوم که درسال 57 به وقوع پیوست تفکرات بنیادگرایانه را بسط وگسترش داد تا جایی که زن دوباره به مدبخ رانده شد.

عرف قانون نوشت وزیرنظرحقوق اساسی هیئت دستوری به جریان افتاد که زن راملزم به اجبارکرد.

بعد ازوقایع جنگ هشت ساله رییس جمهوری ایران با دکترین خصوصی سازی (تکنوکراسی) به مدت هشت سال زمام اموررا دردست گرفت تا آنکه درسال 76 عده ایی با شعاراصلاحات پا به اریکه قدرت سیاسی گذاشتند ونظریه پرداز آن با شعارگفتگوی تمدن ها درمقابل برخورد تمدن های هانتینگتون صف آرایی کرد.دراین راستا زن همچنان می رفت که الان می رود.. شرایط محیطی،افراد را با توجه به خلط پیدا کردن جنسیتی وفرهنگی گرد هم آورد که باعث ارتقاع سطح آگاهی درشعورجامعه شد.

بیایید بررسی کنیم روشنفکری درجامعه ایران ودرفضای حاکم چگونه تعریف شده است؟

این مطالب با توجه به حضوردربرخی محافل وگفت وشنودهای افراد نوشته شده وهیچ موضع گیری نسبت به تفکرات روشنفکرانه ندارد.دوستی درفیس بوک زن خوب را ازدید عرف خانه داردانست :کسی که خوب ظرف می شوید وزن بد وفاسد را کسی خواند که آدامس می جود.زن خوب هنگام ازدواج مجدد شوهرش سکوت می کند وهیج نمی گوید وزن بد را دریده خومعرفی کرد.البته نوشته آن دوست عزیزدرمخالفت باعرف عمومی ونگاه های مرتجعانه بوده است حال وقتی یک زن روشنفکرایرانی اینگونه مطلب می نویسد آیا می توان آن را فاجعه فکری دانست؟

روشنفکران ما به همان اندازه مقصرند که مرتجعانمان تقصیرکار هستند.

برخی خود را با این برچسب تعریف می کنند استعمال مواد دخانی استفاده ازمواد الکلی مطالعه کتاب هایی سنگین واستفاده ازاستعاره های ادبی وفلسفی ودرپی آن عصرجدید را با ایجازش تدوین می کنند. برای رسیدن به رشد اجتماعی قائل به هزینه دادن هستند تا جامعه مسیرش را پیدا کند حال چقدرهزینه بدهیم که جامعه را پیدا کنیم جامعه ای که هنوز به شکل درست خودش ساخته نشده است چگونه می تواند پیدا شود؟چرا همه چیزرا با مغلطه های فکری که دم دست داریم بیرون می ریزیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ژان ژاک روسوی فرانسوی درتمام کتب حقوقی بارها براصل آزادی انسان تاکید کرده است حال که بیشترازآن انسان آزادی انسان را می گیرد.اگردرمحافل روشنفکران وارد شوی ومثل آنها نباشی،مثل آنها فکر نکنی ناخودآگاه ترد می شوی واین اصل آزادی زیرسئوال می رود اگر وارد فضای مذهبیون شوی وهمچون آنها رفتارنکنی دوصد چندان انسان را ازآزادی طبیعی اش سلب می کنند حال آینده فکری جامعه انقلابی وبنیادی به کجا می رود؟

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >>